محمد مهدى ملايرى

140

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

نداشت و به همين سبب پس از كندن اين قاطول در مواسم كم‌آبى روستائيان آنجا دچار كم‌آبى مىشدند . ناچار آنها هم به خسرو انوشروان شكايت بردند و تقاضا كردند كه براى آنها هم نهرى پايين‌تر از همين قاطول از دجله جدا سازند و به فرمان خسرو آن نهر كنده شد و حال آن مردم به نيكى گراييد . ياقوت كه اين خبر را ذكر كرده گويد : حال آن مردم نيك شد ولى امروز اين نهر براى مردم بغداد بلايى شده است . زيرا در مواسم طغيان هرقدر هم آنها در بستن و محكم كردن اطراف آن نهر كوشش مىكنند باز چون آب زياد مىشود شكافها در اين نهر پديد مىآورد و آب آن به خانه‌ها و داخل شهر رخنه مىكند و باعث ويرانى مىشود . « 1 » قورج از اين نهر دوم در كتب عربى به نام قورج ياد شده و امروز به علت ويرانيهايى كه رود دجله در اثر تغيير مجراى خود به وجود آورده است و همچنين به سبب تغييرات بسيارى كه در اين منطقه حاصل شده اثرى از آن باقى نمانده است ؛ ولى از تحقيقاتى كه به عمل آمده چنين استنباط كرده‌اند كه اين نهر به موازات نهروان در فاصلهء يك و نيم كيلومترى يا دو كيلومترى آن به سمت جنوب جريان داشته و در جاهايى كه اثرى از آن باقى مانده عرض آن بين 60 تا 70 متر بوده است و از مقايسهء نهرهاى وسيعى كه از اين نهر قورج منشعب شده مىتوان به عظمت طرح آن پىبرد ، زيرا هريك از اين شاخه‌ها از لحاظ وسعت مانند خود نهروان است . طول مجراى نهر قورج از محل انشعاب آن تا محل پيوستن آن به مجراى اصلى نهروان حدود هشتاد كيلومتر بوده است . « 2 » با توجه به آنچه گذشت ، اكنون مىتوان از اطلاعات اجمالى و فشرده‌اى كه در بعضى مآخذ تاريخى دربارهء اين ديوان يا كارهاى مربوط به آن يافت

--> ( 1 ) . معجم البلدان در كلمهء القورج . ( 2 ) . رىّ سامرّا ، ج 1 ، فصل دوم .